سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
327
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
و تركت عمّك لم تقاتل دونه * فشلا و لو لا انت كان منيعا و قتلت وافد حزب آل محمد * و سلبت أسيافا له و دروعا « 1 » ( 1 ) ابن اشعث پيش از آن كه مسلم را نزد ابن زياد بياورد او را خلع سلاح كرده بود ، شهادت مسلم هشتم ماه ذيحجّه اتفاق افتاد يعنى يك روز پس از حركت حسين ( ع ) از مكه و به قولى همان روز حركت او از مكه بود و حسين ( ع ) نمىدانست كه در كوفه چه گذشته است ! ( 2 ) ابن زياد سر مسلم بن عقيل را به دمشق نزد يزيد فرستاد و آن نخستين سرى بود از سرهاى بنى هاشم كه از جايى به جايى بردند و پيكر مسلم نخستين پيكرى بود از بنى هاشم كه به دار آويختند ! ( 3 ) ابن هشام بن محمد و ابن اسحاق دربارهء داستان مسلم بن عقيل مطالبى كاملتر از اين نوشتهاند مىگويند : وقتى كه حسين ( ع ) از مدينه بيرون شد ، عبد اللّه بن مطيع او را ملاقات كرد ، عرض كرد : يا ابا عبد اللّه فدايت شوم كجا مىرويد ؟ فرمود : « به مكه » عرض كرد : زنهار از مردم كوفه ! و مكر و فريبكارى ايشان . و رفتارشان را با على ( ع ) و حسن ( ع ) خاطر نشان كرد سپس عرض كرد : شما در كنار حرم باشيد زيرا شما سرور عربيد و هرگز آنها كسى را با شما برابر نمىدانند و مردم از هر طرف به شما رو مىآورند ، به خدا سوگند اگر شما از دست برويد ما بعد از شما ضعيف خواهيم شد ، حسين ( ع ) رفت تا به مكه فرود آمد و مردم از همه جا به خدمت آن حضرت رفت و آمد داشتند ، و ابن زبير ملازم كعبه شده بود ، روزها در كنار كعبه نماز مىخواند و شب را طواف مىكرد و بين هر دو بار آسايش و همه روزه نزد حسين ( ع ) مىآمد در حالى كه مقام آن حضرت بر قلب ابن زبير از همه كس بيشتر سنگينى مىكرد به خاطر علم آن حضرت ، مردم به حسين ( ع ) گرايش داشتند و به ابن زبير توجه نداشتند از اين رو به وى پيشنهاد رفتن مىكرد ( تا در مكه نماند و مردم به ابن زبير توجه كنند ! ) .
--> ( 1 ) و آيا عمويت ( مسلم ) را ترك كردهاى و از ترس مرگ از او دفاع نمىكنى ؟ و فرستادهء حزب خاندان پيامبر را كشته و شمشير و زره او را مىربايى ؟ !